X
تبلیغات
متالورژی

متالورژی

متالورژی

پرداخت کاری و ماشينكاري با جت مواد ساينده (فلزات و غیره فلزات)

پرداخت کاری و ماشينكاري با جت مواد ساينده 

پرداخت کاری با جت مواد ساينده1 (AJM) فرايندي است كه در آن، براده‌برداري از قطعه كار با استفاده از ذرات ساينده‌اي كه در يك جريان گازي پرفشار با سرعت خيلي بالا قرار مي‌گيرند، صورت مي‌پذيرد. در اين فرايند، براده‌برداري توسط برخورد ذرات ساينده بر روي سطح كار انجام مي‌شود.
اين فرايند، با سندبلاست معمولي تفاوت دارد، زيرا در ماشينكاري جت مواد ساينده، قطر مواد ساينده كوچكتر است (حدود 10 تا 50 ميكرون) سيستم AJM با دقت بالايي كنترل مي‌شود. از ماشينكاري با جت مواد ساينده، معمولاً براي بردن، تميز كردن، سوراخ كردن، پرداخت‌كاري، پليسه‌گيري و يا حكاكي روي شيشه‌ها، سراميك‌ها و يا فلزات سخت استفاده مي‌شود. كاربردهاي اين روش عبارتند از:
- سوراخ‌كاري و برشكاري قطعات كوچك شيشه‌اي، سراميك ها يا فلزات سخت شده
- حكاكي شماره قطعات، روي فلزات و قطعات پلاستيكي (شكل 1)
- پرداخت‌كاري، پليسه‌گيري و صيقل‌كاري قطعات پلاستيكي و فلزي
- كرومات كردن شيشه
- برشكاري در قسمت‌هاي پيچيده، سخت و شكننده
- اكسيدزدايي از سطح فلزات
- تميز كردن لكه‌هاي فلزي از روي سراميك‌ها
- آرايش كردن، اريب كردن و تميز كردن اجزاي الكترونيكي
- از بين بردن لكه‌ها و سياهي‌ها از روي اسناد و اجناس باستاني موزه‌ها

 

 

 

 

 

 

 

كلاهك‌هاي پخش‌كن
كلاهك‌‌هاي پخش‌كننده ماشينكاري با جريان مواد ساينده، معمولاً از جنس «تنگستن كاربايد» ساخته مي‌شوند. كلاهك‌هاي پخش‌كننده از جنس ياقوت كبود نيز قابل دسترسي هستند. كلاهك‌هاي پخش‌كننده از جنس ياقوت كبود، انتهاي بلندتري در مقايسه با كلاهك‌هاي پخش‌كننده از جنس تنگستن كاربايد دارند. آنها بسيار گرانتر بوده و فقط نوعي كه داراي سوارخ‌هايي با مقطع گرد است، در دسترس مي‌باشد.
كلاهك‌هاي تنگستن كاربايدي داراي مقطع گرد و نيز چهار ضلعي، در دسترس است. قطر كلاهك‌هاي داراي مقطع گرد، 13/0 تا 25/1- ميلي‌متر(0inا0.5-0.005) و قطر كلاهك‌هاي داراي مقطع چهار ضلعي 18/0×8/3 ميلي‌متر تا 5/0×08/0 ميلي‌متر (0.15inا×0.007 تا 0.003in×ا0.020) است. كلاهك‌هاي داراي مقطع چهار ضلعي، ممكن است از انحراف برشكاري بكاهند.
عمر كلاهك‌ها به نوع مواد ساينده و فشار عملياتي بستگي دارد. عمر سرويس‌دهي يك كلاهك تنگستن كاربايدي با ذرات ساينده از جنس سيليكون كاربايد، حدود 8 تا 15 ساعت و با ذرات ساينده اكسيد آلومينيم حدود 20 تا 35 ساعت است. عمر كلاهك‌ها با ذرات شيشه يا بي‌كربنات سديم، تقريباً نامحدود است. متوسط عمر سرويس‌دهي كلاهك ها داراي جنس ياقوت كبود، حدود 300 ساعت است.

ويژگي‌هاي فرايند
اصولاً فرايند AJM نوعي عمليات پرداخت و تميزكاري با ميزان براده‌برداري پايين است. مــثلاً، مـيزان براده‌برداري از شيشه(0.001in3/min) ا16mm3/min و در برشكاري فلزات اين ميزان از
متغير است. براي سراميك‌هاي سخت، ميزان برش حدود 50درصد بيشتر از برشكاري شيشه است.

مزايا و معايب
فرايند AJM به‌رغم ميزان بسيار كم براده‌برداري چندين مزيت دارد كه عبارتند از:
- هنگام برشكاري مواد حساس به حرارت، جريان گاز باعث پراكنده شدن حرارت توليد شده مي‌شود.
- هنگام كار، نيروي اندكي به قطعه كار وارد مي‌شود. لذا قطعات شكننده و ظريف را مي‌توان برش داد.
- عمل براده‌برداري از مواد سخت نيز مؤثر است.
- كلاهك پخش‌كننده مي‌تواند به سمت سطوح كوچك و غيرقابل دسترسي نشانه‌گيري شود.
معايب فرايند AJM عبارتند از:
- ميزان براده‌برداري پايين
- انحراف در برش
- امكان فرو رفتن ذرات ساينده در قطعه
- مخروطي شدن زياد لبه‌ها در برشكاري‌هاي عميق‌تر. البته مقدار مخروطي شدن را مي‌توان با كج كردن كلاهك پخش‌كننده كاهش داد.

براده برداري2
عمده‌ترين عوامل تعيين‌كننده خصوصيات و ويژگي‌هاي فرايند AJM عبارتند از:
- نوع و جنس موادي كه بايد روي آنها كار شود (جنس قطعه كار)
- ميزان فشار جريان مواد ساينده
- جنس و اندازه ذرات ساينده
- فاصله بين قطعه كار و كلاهك
به‌طور كلي، هنگامي كه جنس قطعه كار سخت‌تر شده يا ذرات ساينده بزرگتر بوده و با سرعتي بالا ضربه بزنند، ميزان براده‌برداري افزايش مي‌يابد.

دبي جريان
براي رسيدن به حداكثر ميزان براده‌برداري، معمولاً دبي مواد ساينده را 10 تا 20 گرم بر دقيقه(-0.7oz/minا0.4) در نظر مي‌گيرند. براي قطعه كارهاي ريز، ميزان جريان 3 تا 5 گرم بر دقيقه (0.2oz/minا-0.1) مناسب است.
براي دبي جريان، مقدار بهينه‌اي به منظور حداكثر براده‌برداري وجود دارد (شكل 3). جريان بزرگتر از مقدار بهينه، ميزان براده‌برداري را كاهش مي‌دهد. گرچه متغيرهاي عددي، مقدار بهينه را معين مي‌كنند، اما براي يك سيستم داراي پودر مشخص در حين شروع به كار سيستم، مقدار بهينه براحتي مشخص مي‌شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

شكل 3: اثر شدت جريان پودر مواد ساينده بر ميزان براده‌برداري و پرداخت کاری (ماده نمونه: صفحه شيشه‌اي)

 

پودرهاي ساينده
اندازه و جنس پودرهاي ساينده، پس از كار زياد و كسب تجربه به دست مي‌آيد. اكسيد آلومينيم و سيليكون كاربايد (Sic) پودرهاي مورد استفاده براي برشكاري، پرداخت‌كاري يا پليسه‌گيري و تميزكاري‌هاي سنگين هستند. كربنات منيزيم براي استفاده در تميزكاري‌هاي زياد و حكاكي پيشنهاد مي‌شود. بي‌كربنات سديم براي تميزكاري‌هاي كوچك و برشكاري مواد نرم استفاده مي‌شود. براي پوليش، ذرات شيشه و خرده شيشه پيشنهاد مي‌شود. ذرات ساينده در اندازه‌هاي 10 تا 50 ميكرون يافت مي‌شوند.
اندازه ذرات ساينده ميزان براده‌برداري را تحت تأثير قرار مي‌دهد (شكل 4). اندازه‌هاي بزرگتر، ميزان براده‌برداري بيشتري دارند و براي برشكاري و سوراخ‌كاري بسيار مناسب هستند. از اندازه‌هاي كوچكتر ذرات ساينده، براي تميزكاري و پوليش استفاده مي شود.
اندازه پودرهاي تجاري براي فرايند AJM مناسب نيست زيرا داراي رتبه‌بندي خوبي نيستند. اين پودرها ممكن است داراي گرد سيليس باشند كه مي‌تواند سلامتي كاربران را به مخاطره اندازد. پودرها نبايد مجدداً مورد استفاده قرار گيرند، زيرا پودرهاي كثيف شده، ممكن است سوراخ كلاهك پخش‌كننده را مسدود كنند. پودرهاي مصرف شده بايد مطابق با قوانين و مقررات محلي و فدرال نابود شوند.

 

 

 

 

 

 

 

 

  

تلرانس و پرداخت‌كاري
فرايند AJM، سطحي دانه دانه، درهم و برهم و موجي به وجود مي‌آورد. دامنه پرداخت سطح از 15/0 تا 5/1 ميكرومتر (60µinا - 6) است كه به دانه‌بندي مواد ساينده بستگي دارد. در جدول (1) بعضي از سطوح پرداخت شده كه توسط فرايند AJM به دست مي‌آيد، ليست شده است. تلرانس فرايند AJM مي‌تواند بين 13/0± تا 0.05- ميلي‌متر (-0.002inا0.005±) متغير باشد.

جدول 1: صافي سطوح استيل 316 آنيل شده با مواد ساينده AJM مختلف

 

 

 

 

 

 

پانوشت‌ها:
1. Abrasive Jet Machining
2. Material Removal

منابع:
1. G.F. Benedict, Nontraditional Manufacturing Processes, Vol 19, Manufacturing Engineering and materials Processing series, Marcel Dekker, 1987.
2. T. Kohut, Surface Finishing with abrasive Flow Machining, in Proceedings of the 4 th International Aluminum Extrusion Technology Seminar, Vol 2, The Aluminum Association, April 1988.
3. L.J. Rhoades, Ed. Cost Guide for Automatic Finishing Processes, Society of Manufacturing Engineers, 1981.
4. L.J. Rhoades, Automation of the Nontraditional Processes, SME Technical Paper MR85-475, Society of Manufacturing Engineers, 1985.
5. L.J. Rhoades, Abrasive Flow Machining with Not-so-Silly Putty, Met. Finish., July 1987, P27-29.
6. L.J. Rhoades, Abrasive Flow Machining Final Finish Technol. Winter 1987, P8-19.
7. E.J. Weller, ed., Nontraditional Machining Processes 2nd ed. Society of Manufacturing Engineers, 1984.
8. C. Wick and R.F. Veilleux, Ed., Materials Finishing and Coating, Vol 3, 4 the ed., Tool and Manufacturing Engineers handbook, Society of Manufacturing Engineers, 1985.


+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 12:48  توسط امین  | 

تاریخچه

تاریخچه

اولین قدم در مورد صنعت پلاستیک ، توسط فردی به نام وایسا هیکات انجام گرفت که تلاش می‌کرد ماده‌ای بجای عاج فیل تهیه کند. چون عاج فیل بعنوان ماده‌ای سخت ، گرانقیمت و همینطور کمیاب کاربردهای فراوانی داشت. وی توانست نیترات سلولز را (که به غلط نیتروسلولز گفته می‌شود) از سلولز تهیه کند. پس نیترات سلولز اولین پلاستیک با منشا طبیعی است.

دبررسي چسبندگي پوشش الكترولس به زير لايه پلاستيكي در فرآيند آبكاري پلاستيك‌ها
در اواخر دهه 1970 استفاده از پلاستيك هاي آبكاري شده به منظور كاهش وزن و ايجاد پوشش‌هاي تزئيني بر روي برخي از قطعات خودرو اهميت يافتند. هم‌زمان با آن توسعهصنعت الكترونيك استفاده از پلاستيك‌هاي آبكاري شده در ساخت صفحات مدارهاي چاپي به منظور ايجاد خاصيت هدايت الكتريكي اهميت بيشتري يافت، به طوري كه با پيشرفت روزافزون اين صنعت، بررسي خواص چسبندگي پوشش‌هاي فلزي به زير لايه پلاستيكي مهم به نظر مي‌رسند.
 
آبكاري آلياژي با جريان پالسي:
آبكاري آلياژي يك شاخه مهم در روش‌هاي پوشش دهي است. در اين نوع آبكاري، جريان الكتريكي تأثير زيادي بر تركيب و خواص پوشش دارد. در صورت استفاده از جريان پالسي (PC)، اين تأثير افزايش يافته و اصلاح قابل توجهي در خواص پوشش به وجود مي‌آورد. كاهش تخلخل، افزايش هدايت الكتريكي، كم‌شدنتعداد ترك‌ها، كاهش ميزان مشاركت گاز و همچنين يكنواختي بيشتر در تركيب پوشش آلياژي، از جمله مزاياي آبكاري با جريان پالسي است. در اين مقاله ضمن بيان مزايا و محدوديت‌هاي آبكاري پالسي، نحوه تأثير جريان پالسي بر تركيب و خواص بعضي پوشش‌هاي آلياژي مورد بررسي قرار مي‌گيرد.
مقاومت خوردگي پوشش‌هاي آلياژي روي- نيكل حاصل از فرآيند آبكاري الكتريكي :
در اين تحقيق رفتار خوردگي پوشش‌هاي آلياژي روي- نيكل (Zn-Ni) حاصل از روش آبكاري الكتريكي در محيط‌هاي آبي كلريدي تحت مطالعه قرار گرفته است. سرعت‌هاي خوردگي آلياژهاي روي تا 25 درصد وزني نيكل كه پس از آبكاري، از فلز پايه جدا شده‌اند با استفاده از روش‌هاي پلاريزاسيون خطي تعيين شدند. نتيجه‌اي كه به دست آمد اين بود كه سرعت خوردگي آلياژهاي روي- نيكل با افزايش مقدار نيكل در محدودهتركيب آلياژي مطالعه شده، كاهش مي‌يابد. اندازه‌گيري‌هاي (جريان خوردگي گالوانيك (دوفلزي) نشان داده است كه در پوشش‌هاي آلياژي Zn-Ni، با افزايش مقدار نيكل، خاصيت قرباني شوندگي پوشش در مقابل فولاد كمتر مي‌شود. از اين نتايج براي تفسير و توجيه رفتار خوردگي فولاد پوشش شده در محيط نمكي خنثي استفاده مي‌شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 7:33  توسط امین  | 

پيوند متالورژيکی در فرایند گالوانیزه

در فرايند گالوانيزه پيوندی متالورژيکی بين پوشش و زير لايه فولادی يا آهنی ايجاد می شود كه بصورت قسمتي از سطح فلز پايه ميگردد. طی فرايند گالوانيزه روی مذاب با سطح فولادی يا آهنی واکنش داده و يک سری آلياژهای روی- آهن را  تشکيل می دهد. معمولا پوشش های گالوانيزه شامل سه لايه آلياژی و يک لايه روی فلزی می باشند، که به ترتيب از زير لايه تا سطح خارجی عبارتند از:

  • لايه نازک گاما (Gamma layer)  که از آلياژی شامل 75% روی و 25% آهن تشکيل شده است.

  • لايه دلتا  (Delta layer) که از آلياژی شامل 90% روی و 10% آهن تشکيل شده است .

  • لايه زتا ( Zeta layer) که از آلياژی شامل 94% روی و 6% آهن تشکيل شده است .

  • لايه خارجی  اتا (Eta layer) که از روی خالص تشکيل شده است .

 

انواع روشهاي گالوانيزينگ عبارتند از: گالوانيزينگ الكتريكي، گالوانيزينگ غوطه وري داغ، پوشش دهي مكانيكي، اسپري روي (متاليزينگ) و رنگ كردن با خاك روي. كه از اين همه معمول ترین روش ها شامل روشهال زير است:

  • گالوانيزينگ الكتريكي و يا گالوانيزينگ سرد: اين روش به اين صورت است كه مي توان از طريق الكتروليز نمكهاي روي در داخل يك محلول آبي‏، هر قطعه اي از قبيل ورقهاي كويل شده و يا كويل نشده را پوشش داد. اصل اين روش با استفاده از الكتروليت اسيدي نيز انجام مي شود. در اين روش ضخامت لايه روي ايجاد شده كمتر از ضخامت لايه پوشش روي در حالت غوطه وري گرم بوده و معمولا از اين روش در مصارف خانگي استفاده مي شود.

  • گالوانيزينگ غوطه وري گرم: در اين روش عمليات پوشش دهي از طريق عبور دادن مداوم ورق، سيم، لوله و يا هر مقطع ديگر از داخل حمام مذابي كه تركيبي از روي، منگنز، قلع، نيكل، موليبدن، مس، تيتانيوم، كبالت، آلومينيوم، سيليسوم، كربن و فسفر بوده است اتفاق مي افتد. در اين پروسه با دمش هوا مي توان ضخامت لايه روي را كنترل نمود. اين روش خود به دو نوع تقسيم مي شود: گالوانيزينگ غوطه وري گرم به صورت مداوم و غيرمداوم.

  • 1-2- گالوانيزينگ غوطه وري گرم غيرمداوم: در اين نوع از پوشش دهي، ورقهاي بريده شده را پس از انجام عمليات مقدماتي به داخل حمام مذاب فرو برده و گالوانيزه مي كنند.

  • 2-2- گالوانيزينگ غوطه وري گرم مداوم: از اين نوع پوشش دهي براي گالوانيزينگ كويلهائي كه به صورت مداوم به داخل حمام مذاب فرو برده شوند‏، استفاده مي شود.

    در شركت صنايع هفت الماس از روش گالوانيزينگ غوطه وري گرم و مداوم براي پوشش دهي ورقها استفاده مي شود.

 

    ساير روشهاي گالوانيزينگ:

  • پوشش دهي مكانيكي: از اين روش براي پوشش دهي قطعات ريز با اندازه 300-200 ميليمتر و وزن كمتر از 5.0 كيلوگرم استفاده مي شود. عمليات پوشش دهي با اين روش از طريق غوطه ور نمودن اين قطعات در تركيبي شيميائي از پودر روي و ذرات شيشه انجام پذير است. به اين طريق كه بعد از آماده سازي قطعات آنها را از طريق پاشش مس پوشانده سپس در داخل يك بشكه جايگذاري كرده و بشكه را با تركيب شيميائي گفته شده پر نموده و آن را زير و رو مي كنند تا ذرات روي بتوانند بر روي قطعه بنشينند.

  • اسپري نمودن روي (متاليزينگ): در اين روش ابتدا روي را به صورت پودر به داخل يك تفنگ تغذيه نموده و سپس حرارت داده مي شود تا پودر روي ذوب شده و سپس روي مذاب به روي قطعات مورد نياز نشانده شود. به منظور پاشش روي مذاب، از هواي كمپرس شده و يا گازهاي حاصل از احتراق براي تامين سرعت مناسب در پاشش استفاده مي شود.

  • رنگ كردن با روي: در اين روش ابتدا سطح مورد نظر با سنگ ساييده شده، سپس لايه رنگ روي به روش پاشش و يا از طريق فرچه رنگ، روي سطح را مي پوشاند. لايه فيلم تشكيل شده داراي 95%-92 % روي در اين روش خواهد بود.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 4:13  توسط امین  | 

ماشينكاري و پرداختكاري به روش سيال سايشي( AFM )

ماشينكاري و پرداختكاري به روش سيال سايشي( AFM )

ماشينكاري و پرداختكاري به روش سيال سايشي يكي از روشهاي براده برداري نوين به شمار مي آيد كه قابليتهاي بسيار مؤثري در براده برداري جهت صيقل دهي سطوح، لبه ها و بخشهاي داخلـي قطعـات صـنعتي را دارا مـي باشـد و در محدوده وسيعي از كاربردها مورد استفاده قرار مي گيرد . از موارد كاربرد اين تكنيك مـي تـوان بـه پرداختكـاري قطعـات در صنايع اتومبيل سازي، هوافضا،صنايع پزشكي و غيره اشاره نمود . بعد از طراحي و ساخت سامانه مخصوص اين فرآيند، تأثير پارامترهاي گوناگون مانند تعداد سيكل رفت و برگشـت، غلظـت مواد ساينده، دانه بندي مواد ساينده و سرعت سيال ساينده بر روي نمونه هاي آزمايشي مورد بررسـي قـرار گرفـت . نتـايج نشان داد كه با استفاده از اين فرآيند مي توان تلرانسهاي بسيار دقيق با كيفيت عالي پرداخت ايجاد نمود .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 4:10  توسط امین  | 

الکتروپولیش چیست

الکتروپولیش چیست ؟

الکتروپولیش فرایندی است که در آن سطح فولاد ، فولاد زنگ‌نزن ، آلیاژهای مس و آلومینیم را در حمامی الکترولیتی ، صاف، صیقلی ، تمیز و پلیسه گیری می‌کند . این فرآیند ، به طور انتخابی ، زبری‌های فلز را می‌زداید و سطح فلز را برّاق‌تر می‌سازد .

قطعه‌ی فلزی در محلول الکتروپولیش فرو می‌رود و به جریان مستقیم وصل می‌شود . قطعه‌ی فلزی به عنوان آند بوده و فلزی دیگر به عنوان کاتد عمل می‌کند . جریان مسقیم همراه با حرکت خود از آند - که قطبی شده است - به سمت کاتد ، یون‌ها را نیز با خود به کاتد منتقل کرده و فلز را با سرعتی کنترل شده صیقل می‌دهد . مقدار فلز برداشتی به نوع الکترولیت ، دما ، چگالی جریان و نوع آلیاژ تحت الکتروپولیش بستگی دارد .

چرا الکتروپولیش ؟

اکثر سیستم‌های مکانیکی پرداخت‌کاری ، برای دست یابی به سطحی صاف و برّاق ، سطح بلورین فلز را لکه‌دار ، خمیده و دچار خستگی می‌کنند و حتی گاهی باعث شکست آن می‌شوند . الکتروپولیشینگ ، فرایند باربرداری از روی سطح را با ایجاد الگویی یک‌سویه که کاملاً خالی از هرگونه خستگی و انسداد است ، انجام می‌دهد . در این روش ، سطح ، از دید میکروسکوپی صاف و در اغلب اوقات صیقلی است . علاوه بر این ، در بسیاری از آلیاژهای فلزی و غیرفلزی ، مقاومت در برابر خوردگی و غیرفعال‌سازی فلز نیز افزایش می‌یابد . این فرآیند قطعه‌ی فلزی را چه از جهت میکروسکوپی و چه از جهت ماکروسکوپی پرداخت می‌کند . پرداخت میکروسکوپی سبب درخشندگی و پرداخت ماکروسکوپی سبب صافی قطعه می‌شود . پليسه گيري به سبب آن كه چگالي جريان در برآمدگي ها بيشتر است و اكسي‍‍ژن از حفره ها محافظت مي كند ، زودتر انجام مي شود .

چون قطعه درمعرض اکسیژن ‌است ، هیچگونه تردی هیدروژنی در قطعه رخ نمی‌دهد . در واقع الکتروپولیش ، نوعی گرم و سرد کردن بدون خستگی است، که سطح قطعه را هیدروژن‌زدایی می‌کند.

مزیت دیگر آن است که باکتری نمی‌تواند روی سطحی خالی از هیدروژن به خوبی تکثیر شود . این امر الکتروپولیش را گزینه‌ای مناسب برای استفاده در پزشکی ، داروسازی ، نیمه هادی‌ها و صنایع غذایی می‌کند . ترکیبی از دو ویژگی عدم وجود خطوط جهت‌دار به سبب پرداخت مکانیکی و سطحی عاری از هیدروژن، به ایجاد سطحی کاملاً بهداشتی می‌انجامد که در آن هیچگونه باکتری یا آلودگی نمی‌تواند تکثیر یا انباشته شود .

مزایای الکتروپولیش کدامند ؟

• کاهش خستگی در سطح.

• زدودن اکسیدها.

• بی‌اثر کردن فولادزنگ‌نزن ، برنج و مس.

• ایجاد مقاومت بالا در برابر خوردگی.

• ایجاد سطوح کاملاً بهداشتی.

• کربن‌زدایی از فلزات.

• عدم ایجاد شکست هیدروژنی.

• عدم وجود خطوط جهت‌دار.

• ایجاد سطوح با مقاومت کم در برابر جوشکاری.

• کاهش اصطکاک.

• پلیسه گیری و صیقل‌کاری .

• گرد یا تیز کردن گوشه‌ها با توجه به موقعیت آن.

• کاهش مراحل بازپخت.

منابع


www.dynachrome.com

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 3:50  توسط امین  | 

آيين‌نامه‌ حفاظتي‌ ماشين‌ سمباده‌

آيين‌نامه‌ حفاظتي‌ ماشين‌ سمباده‌

فصل‌ اول‌: تعاريف

ماشين‌هاي‌ سمباده‌ - صيقل‌ - پرداخت

الف‌ - سنگ‌ سمباده:‌

سنگ‌ سمباده‌ از ذرات‌ خاك‌ سمباده‌ تشكيل‌ شده‌ است‌ كه‌ به‌ وسيله‌ ماده‌ معدني‌ آلي‌ يا صنعتي‌ بهم‌ چسبيده‌ شده‌ و تشكيل‌ قطعه‌ يا قرص‌ متراكمي‌ را مي‌دهد اين‌ قرص‌ به‌وسيله‌ موتور محركي‌ به‌ گردش‌ درمي‌آيد.

ب‌ - سنگ‌ برش‌:

از يك‌ قرص‌ فولادي‌ ساده‌ يا آجدار تشكيل‌ گرديده‌ و براي‌ برش‌ شيار درآوردن‌ جاسازي‌ يا كام‌ درآوردن‌ بكار مي‌رود.

ج‌ - سنگ‌ بغل‌ ساب‌:

قرصي‌ است‌ كه‌ روي‌ سطح‌ خارجي‌ آن‌ سمباده‌ چسبانيده‌ شده‌ است‌ و روي‌ محور قائمه‌ يا افقي‌ نصب‌ گرديده‌ و به‌ وسيله‌ موتور محركي‌ به‌ گردش‌ در مي‌آيد و براي‌ سمباده‌ زدن‌ يا صيقل‌ دادن‌ سطح‌ فلزات‌ يا مواد ديگر فقط‌ از سطح‌ آجدار آن‌ استفاده‌ مي‌شود.

د - سنگ‌ساب‌:

سنگ‌ ساب‌ از قرص‌ يا استوانه‌ فلزي‌ تشكيل‌ شده‌ كه‌ به‌ وسيله‌ موتور به‌ گردش‌ در مي‌آيد و روي‌ سطح‌ خارجي‌ آن‌ قطعات‌ كوارتز طبيعي‌ يا مصنوعي‌ نصب‌ گرديده‌ و براي‌ ساييدن‌ اجسام‌ سخت‌ از قبيل‌ شيشه‌ و آيينه‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد.

هـ- سنگ‌ پرداخت‌:

سنگ‌ پرداخت‌ عبارت‌ از قرصي‌ است‌ كه‌ به‌ وسيله‌ موتور به‌ حركت‌ درآمده‌ و تمام‌ يا قسمتي‌ از آن‌ از پارچه‌ نمد - چرم‌ - كاغذ چوب‌ يا مواد مشابه‌ ديگر پوشيده‌ شده‌ است‌ و روي‌ كناره‌هاي‌ بعضي‌ از انواع‌ آن‌ خاك‌ سمباده‌ نرم‌ مي‌چسبانند و براي‌ پرداخت‌ ظريف‌ فلزات‌ يا مواد ديگر بكار مي‌رود.

و - سنگ‌ صيقل‌:

از تعدادي‌ قرص‌ نمدي‌ يا پارچه‌اي‌ تشكيل‌ شده‌ كه‌ به‌ وسيله‌ موتور به‌ حركت‌ درآمده‌ و با استفاده‌ از پودر سمباده‌ بسيار نرم‌ براي‌ صيقل‌ دادن‌ بسيار ظريف‌ سطح‌ فلزات‌ يا ساير مواد بكار مي‌رود.

ز - نوار صيقل‌:

تسمه‌ قابل‌ انعطافي‌ است‌ كه‌ با خاك‌ سمباده‌ نرم‌ روكش‌ شده‌ و به‌وسيله‌ موتور به‌ حركت‌ در مي‌آيد و براي‌ صيقل‌ دادن‌ سطح‌ فلزات‌ يا ساير مواد بكار مي‌رود.

ح‌ - سمباده‌ چوب‌:

قرص‌ يا استوانه‌ يا تسمه‌ است‌ كه‌ به‌ وسيله‌ موتور به‌ حركت‌ درمي‌آيد و سطوح‌ خارجي‌ آن‌ از كاغذ سمباده‌ يا مواد ساييده‌ ديگر پوشانده‌ شده‌ و براي‌ سمباده‌ زدن‌ يا پرداخت‌ چوب‌ بكار مي‌رود.

ط‌ - بشكه‌ پرداخت‌:

عبارت‌ از استوانه‌ فلزيست‌ كه‌ داراي‌ حركت‌ دوراني‌ يا گهواره‌اي‌ بوده‌ و روي‌ پايه‌اي‌ نصب‌ شده‌ و حركت‌ آن‌ به‌وسيله‌ موتور تأمين‌ مي‌گردد، قطعات‌ كوچك‌ ريخته‌گري‌ يا ساير قطعات‌ را (با خاك‌ سمباده‌ يا بدون‌ آن‌) در داخل‌ بشكه‌ ريخته‌ و با به‌ حركت‌ در آوردن‌ دستگاه‌ آنها را پرداخت‌ يا تميز مي‌كند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 3:4  توسط امین  | 

انواع مواد ساينده برای پرداخت کاری

 

انواع مواد ساينده

 

   كاربيد سيليسيم ((Sic محصول فرعي واكنش بين ماسه ي سيليسي بسيار خالص و كك در كوره ي برقي مقاومتي در دماي حدود 2040 درجه ي سانتيگراد است . كاربيد سيليسيم با عدد سختي 9+ درمقياس موس ، يكي از سخت ترين مواد ساينده شناخته شده در صنعت است ، و تنها الماس و كاربيد بور از اين ماده سخت ترند . كاربيد سيليسيم اين ويژگي را دارد كه مي تواند سراميك،  سيليسيم ، كوارتز ، و ساير مواد بسيار چقرمه را سنگ بزند يا تراش بدهد و غالباٌ به منظور سنگ زدن چدن و فلزات غير آهني بكار مي رود . تردي ذاتي ساختار بلورين اين ماده موجب مي شود كه پيوسته لبه هاي برنده ي تازه پديدار شوند و عمل تراش را سريع و تميز انجام دهند .                                                                                               

   اكسيد آلومينيم ( 3O2(Al تركيب غير آلي حاصل از جوش خوردن سنگ معدن آلومين در كوره ي قوس الكتريكي در دماي بيش از 2000 درجه ي سانتي گراد ( 3632 درجه فارنهايت ) است . اكسيد آلومينيوم جوش با عدد سختي 9 در مقياس موس ، از لحاظ سختي تنها يك درجه از كاربيد سيليسيم پايين تر است اين ماده بسيار سخت و چقرمه است و به آهستگي كند مي شود . اكسيد آلومينيوم به سبب بلورين ديرشكن خود رايج ترين ماده ي ساينده براي كاربردهاي گوناگون است . اين ماده مي تواند پرداخت هاي ظريف و بدون خش بر روي گسترده ي وسيعي از آلياژهاي فولادي ايجاد كند.

   نيتريد بور مكعبي  CBN))ماده ي ساينده ي ديگري است كه در نتيجه ي تحقيق در مورد ساخت الماس مصنوعي ابداع شد . اين ماده با عدد سختي 9+ در مقياس موس ، از لحاظ سختي به الماس نزديك است و براي سنگ زدن فولادهاي كربن دار و آلياژي سخت شده ، فولادهاي ابزار و قالب به كار مي رود .

 استفاده ازاين سه ماده ساينده در فرايندهاي سنگ زني صنعتي ترجيح داده مي شود. كورندوم ، سنباده ، و سنگ چخماق مواد ساينده طبيعي اند و كاربرد آنها در فرايندهاي سايشي صنعتي محدود است .

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 13:19  توسط امین  | 

پلاستيك ها

پلاستيك ها
در 15 سال اخير كاربرد پلاستيك ها بشدت افزايش يافته است . يكي از انگيزه هاي اوليه براي بدست آوردن اين مواد جايگزيني توپهاي عاجي بيليارد بوسيله يك ماده ارزانتر بود.
پلاستيك ها توسط ريختن در قالب ، فرم دادن ، اكستروژن و نورد توليد مي شود و به صورت قطعات توپر، روكش، پوشش، اسفنج، الياف و لايه هاي نازك وجود دارند . پلاستيك ها مواد آلي با وزن مولكولي بالا هستند كه مي توانند به شكلهاي مختلف در آيند .بعضي از آنها به صورت طبيعي يافت مي شوند ولي اكثر آنها به صورت مصنوعي به دست مي آيند .
بطور كلي پلاستيك ها در مقايسه با فلزات و آلياژها خيلي ضعيفتر ، نرمتر ، مقاومتر در برابر يونهاي كلر و اسيد كلريدريك ، مقاومت كمتر در برابر يونهاي اكسيد كننده مثل اسيد نيتريك ، مقاومت كمتر در برابر حلالها و داراي محدوديت حرارتي پايينتر مي باشد . خزش در درجه حرارتهاي محيط يا سيلان سرد از نقطه ضعفهاي پلاستيك ها بويژه ترموپلاستها مي باشد.

پلاستيك ها : ترموستها و ترموپلاست ها
ترموپلاست ها با افزايش درجه حرارت نرم مي شوند و موقعي كه سرد مي شوند به سختي اوليه باز مي گردند . اكثر آنها را مي توان ذوب نمود .
ترموست ها با افزايش درجه حرارت سخت مي شوند و با سرد شدن سختي خود را حفظ مي كنند و با حرارت دادن تحت فشار شكل مي گيرند و تغيير شكل مجدد آنها ممكن نيست ( قراضه آن قابل استفاده نيست ) .
خواص پلاستيكها را مي توان با افزودن مواد نرم كننده ، سخت كننده و فيلر بطور قابل ملاحظه اي تغيير داد . پلاستيكها مانند فلزات خورده نمي شوند .

پوشش دهی:

پوشش دهی در حين قالب گيری و بعد از قالب گيری دو روش موجود برای ايجاد پوشش های سطح برداری پلاستيکها است. بواسطه فراوانی بسيار زياد پلاستيکها و تنوع ساختارهای شيميايی بايد بدون گروه های عامل در آنها تهيه پوششهای مناسب بر روی پلاستيکها امری بسيار پيچيده و تخصصی گشته است. در صنعت خودروسازی قطعات پلاستيکی فراوان بکار گرفته می شوند به همين منظور ايجاد پوششهای مناسب ، جذاب و بادوام از جمله اهداف اين صنايع محسوب مي گردد

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 10:46  توسط امین  | 

فولاد

انواع مختلف فولاد کاربرد فراوانی در ساخت چرخدنده دارند که این به دلیل حیطه ی وسیع و تغییر پذیر مشخصات همراه با قابل دسترس بودن و توانایی ترکیب استحکام بالا و قیمت کم در واحد کیلو گرم . انواع وسیع فولاد که بکار می روند از فولاد های کربنی ساده تا فولاد های پر آلیاژ درجه بندی می شوند . باز فولادهای بکاررفته خود در مقدار کربن متفاوت اند . انتخاب نهایی ، البته با توجه به فاکتور هایی چون مقدار استحکام ، اندازه ی مورد نیاز چرخدنده ، شرایط کار و سایر ملاک های طراحی انجام می شود .

فاکتور بسیار مهم برای طراحی یک مجموعه چرخدنده سختی چرخدنده های ترکیبی است که در مجموعه تحت فشار قرار می گیرند .با تغییر دادن مقدار سختی چرخدنده ها از کم به زیاد امکان تقلیل حجم مجموعه به نصف میسر می شود و به این وسیله وزن نیز به 8/1 مقدار اولیه می رسد که در نتیجه ، طراحی خلاصه تر و صرفه جویی بیشتر و هزینه ها کمتر می گردد که شامل مواد و فضای مورد نیاز است . 

تا آنجایی که به سختی ارتباط دارد چرخدنده های فولادی به دو گروه کلی تقسیم می شوند:

آن هایی که تحت سخت کاری سطحی قرار گرفته اند و آن هایی که سخت سازی کامل شده اند . سخت کاری سطحی تنها سطح دندانه ها را سخت می کند و هسته ی چرخدنده تقریبا نرم باقی می ماند . سخت کاری سطحی توسط پروسه های معمولی چون کربورایزینگ ، نیتریدینگ ، سخت کاری شعله ای و القایی انجام می شود . ظرفیت نیرو مربوط به چرخدنده ها اساسا به چیزی به نام دوام سطح وابسته است . دوام سطح را مقاومت در مقابل سایش نیز می گویند و آن توانایی مقاومت سطح چرخدنده در مقابل یک نوع خستگی به نام پیتینگ ( تخلخل سطحی ) که در اثر تنش های تماسی به وجود می آید است .

دوام سطح نتیجه ی استحکام فشاری است که این به نوبه ی خود به طور مستقیم با سختی در رابطه است . استحکام فشاری بالا ظرفیت بار را افزایش می دهد بدلیل اینکه بار مجاز روی دندانه ها با توان دوم استحکام فشاری تغییر می کند . پس می توان نتیجه گیری کرد استحکام فشاری با سختی متناسب است همچنین  دوام سطح بیشتر در گرو داشتن استحکام فشاری بالا است . از این رو طراحان باید بکوشند تا به سختی های بالا دست یابند اما در اینجا محدودیتی که وجود دارد این است که در سختی بالا فولاد ترد و شکننده می شود . طراحان باید میان سختی و انعطاف پذیری توازن برقرار کنند .

غالبا چرخدنده های سطح سخت شده در مقایسه با چرخدنده های کامل سخت شده تحمل بار بیشتری دارند اما چرخدنده های کامل سخت شده در عمل آرام تر و بی صدا ترند . و نیز دارای دوام بیشتر و هزینه ی کمتراند در عین حال در مقابل تغییر شکل آسیب پذیرند و برای حرکت های پرسرعت پیشنهاد نمی شوند . به علاوه بدون سنگ زنی این چرخدنده ها نمی بایست در مواردی که دقت بسیار مهم است بکار روند . این چرخدنده ها دارای استحکام مرکزی بیشترند بدلیل مقدار کربن بیشتر اما به همین دلیل دارای چقرمگی و مقاومت به سایش کمتر اند . سختی به طور معمول بین 30-55 راکول سی تغییر می کند . این چرخدنده ها غلابا برای استحکام معتدل و مقاومت به ضربه مفید اند . در حرارت دهی دوباره ، چرخدنده های سخت شده ی فولادی تمپر می شوند تا ملشین کاری دندانه ها راحت تر صورت گیرد . بدین وسیله مقداری از سختی کاسته می شود اما سایر خواص به قشری و مرزی تغییر می کنند .

بدلیل نرمی نسبی هسته ، چرخدنده های سطح سختی شده دارای چقرمگی داخلی اند که این به چرخدنده ها مقاومت در مقابل ضربه و شک را می دهد .

در اینجا انواع روش های سخت سازی سطحی فقط نام برده می شود.

  • کربورایزینگ
  • نیتریدینگ
  • القایی
  • شعله ای

 

فولاد ریختگی برای چرخدنده ها

هنگامی که چرخدنده ها از فولاد ریختگی ساخته شوند فولاد بکار رفته باید با الزامات و خواص شیمیایی که در قوانین مربوط به فولاد چرخدنده ها قرار می گیرند مطابقت کند .  معمولا ، چنین فولادی در کوره ی باز یا الکتریکی ساخته می شود . باید توجه شود که تمام فولاد های ریخته شده برای چرخدنده باید بطور کامل نرماله یا آنیل گردد . دما و زمان عملیات حرارتی باید مناسب انتخاب شود تا در نهایت ساختار های دانه ای بدون عملیات حرارتی شده باقی نماند . ما تا کنون در مورد فولاد کربنی بحث کرده ایم . از زمره ی فولاد های آلیاژی منگنز – نیکل با درصد بالا مقاومت در مقابل حرارت ، سایش و تنش های خمشی بالایی ارایه می دهند . فولاد های ضد زنگ مارتنزیتی برای چرخدنده ها زمانی بکار می روند که خواص مکانیکی بالا همراه با مقاومت در مقابل خوردگی لازم و ضروری است . وقتی که چرخدنده ای با سطح مقطع بزرگ باید سخت شود فولاد های آلیاژی پیشنهاد می شود زیرا عناصر آلیاژی سختی پذیری لازم را به قطعه کار می دهند . واقعیت این است فولاد های آلیاژی به نسبت فولاد های کربنی بیشتر تابع و مهیای روش های عملیات حرارتی اند همچنین در مورد چرخدنده هایی با سطح مقطع و شکل ویژه نتایج زیان باری ندارند .

عموما در مصارف صنعتی فولاد های کربنی ساده ی عملیات حرارتی شده بسیار معمول ترند از فولاد های آلیاژی که این به دلیل هزینه ی زیاد این آلیاژها در بسیاری از ملاحظات طراحی و شرایط کاری .

فولاد های کربنی ساده برای بسیاری از کاربرد های صنعتی بسیار مفید و اقتصادی اند . هنگامی که فولاد آلیاژی عملیات حرارتی شده را با فولاد کربنی عملیات حرارتی شده مقتیسه می کنیم فولاد آلیازی فواید زیر را به ما می دهد :

 

1- درصد کربن و شرایط کوئنچ شدن یکسان است ، فولاد های آلیاژی توان تولید سطح و عمق سخت شده ی بیشتری دارند .

2-  فولاد آلیاژی دارای نقطه تسلیم بالا تر و کاهش و افزایش سطح بیشتری است بنابراین دارای چقرمگی بیشتری است .

3-  در دماهای پایین کوئنچ ممکن است به یک سطح سخت شده ی یکسان برسیم بعلاوه قطعات فولاد های آلیاژی کمتر در معرض تغییر شکل قرار می گیرند .

4-  سایز دانه ها ریزتر است در نتیجه مقاومت در مقابل ضربه و سایششان بیشتر است .

5- توانایی ماشین کاری بالا و سختی بیشتر نسبت به فولاد کربنی ساده .

عناصر آلیاژی مختلف خواص متفاوتی را به فولاد می دهند . کاراکترهای مربوط به این عناصر به طور خلاصه در زیر شرح داده می شود . در اینجا فقط تاثیر عناصر آلیاژی مطرح است و مقدار و درصد کربن را ثابت در نظر می گیریم .

نیکل  -   باعث افزایش سختی و استحکام ، و کاهش مرزی شکل پذیری .

کرومیوم – سختی و استحکام را بالا می برد حتی بالا تر از مقداری که با نیکل بدست می آید اما کاهش شکل پذیری در اینجا زیاد است .

وانادیوم  - افزایش سختی و استحکام و چکش خواری . مقاومت در مقابل ضربه زیاد ولی ماشین کاری آن سخت است .

منگنز  - تاثیرش مانند وانادیوم است .

مولیبدینوم  - استحکام را بالا می برد ولی روی شکل پذیری تاثیری ندارد . خواص خوبی از لحاظ شکل پذیری به آلیاژ می دهد .

کروم – نیکل  -  این ترکیب استحکام بالایی را نتیجه می دهد ، شکل پذیری بیشتر و مقاومت به سایش اما ماشین کاری خوبی ندارد و عملیات حرارتی آن سخت است .

کروم – وانادیوم  - تقریبا مشابه ترکیب ترکیب کروم نیکل است اما سختی پذیری ، استحکام ضربه ای و مقاومت در مقابل سایش بهتری دارد .

کروم – مولیبدنیوم  - از لحاظ عملی شبیه فولاد مولیبدنی ساده است اما عمق سختی پذیری بیشتر است و مقاومت به سلیش بیشتری دارد . ماشین کاری خوب و عملیات حرارتی مطمئن دارد .

نیکل – مولیبدن- مشابه خواص فولاد های کروم مولیبدنیوم است . چکش خواری بیشتر اما ماشین کاری آن خیلی خوب نیست .

 

آهن ریختگی

چرخدنده های ساخته شده از آهن ریختگی ارزان است و ظرفیت ضربه ی زیادی دارد . وقتی چرخدنده ها دارای شکل پیچیده می شوند در موارد مشخص آهن ریختگی تنها انتخاب است . آهن ریختگی نسبت به فولاد ضعیف تر و ترد تر است . گرافیت زیادی که در آهن ریختگی وجود دارد نقش روانکاری را انجام می دهد و از سایش دندانه ها جلوگیری می کند . هنگامی که ظرفیت بار بیشتر و استحکام در برابر تنش های تماسی مطرح است ممکن است از گرافیت کروی و یا چدن مالیبل استفاده شود . در سال هلی اخیر چرخ دنده های سینتر شده توسط فرایند های متالورژی پودر از پودر آهن ساخته شده که دارای هزینه ی کم ماشین کاری است و در جایی که استحکام آنقدر مورد نیاز نیست بکار می روند . این چرخدنده ها دارای مقاومت سایشی و روانکاری ساده اند .

 

فلزات غیر آهنی

در میان فلزات غیر آهنی که در ساخت چرخدنده کاربرد دارند آلیاژ برنز دارای بیشترین استفاده است. انواع مختلف برنزها به عنوان ماده ی خام برای چرخدنده بکار می رود و این بخاطر مقاومت خوب آن در مقابل نیرو های برشی است که به طور مثال در حلزون و چرخ حلزون وجود دارد .همچنین مانند چدن ، برنز ها نیز به سهولت می توانند برای دست یابی به اشکال پیچیده در صورت لزوم ریخته شوند .

فسفر برنز برای حلزون و چرخ حلزون پیشنهاد می شود که همراه با سختی بالا و دقت فراوان است و معمولا برای بار متوسط و سرعت متوسط تا زیاد بکار می رود .

قلع برنز ها استحکام خوب و سختی و ارتجاعیت مناسبی دارند و برای حلزون و چرخ حلزون در موارد مختلف بکار می روند . سیلیکون برنز ها دارای خواص مشابه با فسفر برنز ها هستند . در کنار اینها سرب برنز ؛ منگنز برنز ؛ آلومینیوم برنز و نیکل برنز نیز کاربرد بسیاری به عنوان مواد چرخدنده پیدا کرده اند .

 

مواد غیر فلزی

علاوه بر انتخاب چرخ دنده های فلزی گاهی اوقات به سبب آرام کار کردن و بی صدایی چرخ دنده ها را از مواد نساجی یا چوب و یا فیبر و یا پوست خام تهیه می نمایند . وزن این نوع چرخ دنده کم بوده و چرخ دنده های تهیه شده از مواد نساجی نیز غیر قابل نفوذ آب می باشند و در مقابل روغن دوام دارند  که معمولا آن ها بچرخ دنده های بی صدا معروفند.

کار چرخ دنده های ساخته شده از مواد نساجی مثل نووتکست و رزیتکست که عبارتند از قشر نخ متراکمی که با صمغ مصنوعی تحت حرارت و فشار زیاد پرس شده رضایت بخش است و لنکنوفل که عبارت است از الیاف چوبی که با صمغ مصنوعی تحت حرارت زیاد پرس شده باشد .

چرخ دنده های نساجی و فیبری برای دستگاه های راه انداز بکار برده نمی شود زیرا در غیر این صورت دنده های آن ها خواهد شکست .

موارد استعمال این نوع چرخ دنده ها برای انتقال سرعت های زیاد و فشار کم در حالی که جنس چرخ دنده ی درگیر با آن ها از فلز انتخاب گردد مناسب می باشد .

منبع:

HANDBOOK of GEAR TECHNOLOGY

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 11:12  توسط امین  | 

مقايسه عمليات سخت کردن سطحي به طريق القايي و کربن دهي در مورد چرخ‌دنده

مقايسه عمليات سخت کردن سطحي به طريق القايي و کربن دهي در مورد چرخ‌دنده 
نويسنده : مسعود بينش

درصنعت، قطعاتي نظير چرخ‏دنده‏ها، خارپيستون‏ها و محورهاي انتقال، معمولاً بايد داراي دو ويژگي مشخص باشند: قسمت سطحي آنها بايد سخت و قسمت مرکزي داراي انعطاف‏پذيري کافي باشد تا بتواند در مقابل نيروهاي ديناميکي مقاومت کند. از اين‏ رو، سطح چنين قطعاتي را به روش‏هاي مختلف سخت مي‏کنند.
به‏طور کلي «سختکاري سطحي»1 به دو روش عمده صورت مي‏گيرد:
1.همراه با تغيير ترکيب شيمايي سطح قطعه2
2. بدون تغيير ترکيب شيميايي سطح قطعه
روش اول سختکاري: در واقع اصطلاحي کلي براي فرايندهائي است که در آنها از طريق جذب برخي عناصر به سطح فولاد توسط فرايند نفوذ3 ترکيب شيميايي سطح قطعه را تغيير مي‏دهند و نوعي شيب غلظتي به‏وجود مي‏آورند. بسته به نوع عنصر مورد استفاده براي نفوذ به سطح فولاد، روش سختکاري سطحي را به نامي مشخص مي‏خوانند . مثلاً، درصورت استفاده از کربن به‏عنوان عنصر نفوذکننده در عمليات سختکاري، روش را «کربن دهي»4 يا سمنتاسيون5 مي‏گويند.
روش دوم، نوعي فرايند سختکاري سطحي است که تنها لايه سطحي يک قطعه کار از طريق گرم کردن القايي6 يا شعله7 يا ... تا حد بالاتر از دماي بحراني گرم و سپس سريعاً سرد مي‏شود.

سختکاري سطحي به روش القايي
در اين روش، با القاي جريان، دماي سطح قطعه را در مدتي کوتاه به حدي مناسب مي‏رسانند و سپس آن‏را سريعاً سرد8 مي‏کنند. درصد کربن فولادهاي مناسب براي اين نوع عمليات سخت کردن، معمولاً در حد 5/0– 35/0 درصد است که در نهايت، سختي RCا60 – 50 را به‏دست مي‏دهد. فولادهاي 1035، 1045، 1050، 1055، 5140، 4140، مطابق استاندارد AISI/SAE براي سختکاري سطحي به روش القايي، مناسب هستند. فولادهايي که براي آب دادن به اين روش، در مورد قطعات نازک در نظر مي‏گيرند، بايد داراي قابليت سختي‏پذيري9 يا عمق نفوذ آبدهي‏ اندکي باشند تا تمام قطعه سخت نشود. ضخامت قشر سخت شده در اين روش، ثابت نيست چرا که سرعت گرم کردن قطعه بسيار زياد است (درحد چند ثانيه). موضوع اساسي که در گرم کردن قطعه به روش القايي بايد در نظر گرفت، احتراز از به‏وجود آمدن قشري ضعيف با تنش‏هاي کششي بسيار بالاست. اين امر، تابعي از شرايط مختلف نظير روش گرم کردن و نوع قطعه است. معمولاً براي سخت کردن دندانه محورهاي دندانه‏دار، از گرم و سرد کردن متوالي استفاده مي‏شود. در مورد اين نوع قطعات، القاي جريان با فرکانس‏هاي بالا باعث سوختن10 قسمت تيز دندانه‏ها شده و در پاي دنده‏ها نيز تنش‏هاي باقيمانده زيادي ايجاد مي‏کند که حد خستگي را بشدت پايين مي‏آورد.
مزيت عمده سخت‏کاري سطحي به طريق القايي، زمان کوتاه عمليات حرارتي قطعه و امکان اتوماسيون آن است.

سختکاري سطحي به روش کربن‌دهي
عمليات سمنتاسيون، عبارت است از اشباع قشر سطحي فولاد از کربن، توسط فرايند نفوذ. از آنجا که در اين روش، تغيير ترکيب شيمايي توسط نفوذ رخ مي‏دهد؛ فرايند عمليات، تابعي از دما و مدت زمان قرار گرفتن قطعه در محيط عمليات است. سمنتاسيون برروي فولادهاي کم کربن با حد کربن1/0- 18/0 درصد براي قطعات نازک و 3/0- 2/0 درصد براي قطعات بزرگ انجام مي‏گيرد. محيط عمليات سمنتاسيون مي‏تواند جامد، گاز يا مايع باشد.
سمانتاسيون در دماي بالاي AC3 يعني 910 تا 950 درجه سانتي‏گراد انجام مي‏شود، به اين ترتيب که کربن، در آستنيت حل مي‏شود و وقتي به حد اشباع رسيد، شرايط ايجاد فاز سمانته آماده مي‏شود. زمان عمليات سمانتاسيون، معمولاً چند ساعت است. فولادهاي 1015، 8620، A3115، A3120 و 4720 برطبق استاندارد AISI/SAE براي عمليات سمنتاسيون مناسب هستند. با عمليات سمنتاسيون، علاوه‏بر افزايش سختي و استحکام، حد خستگي قطعه بهبود مي‏يابد. دگرگوني مارتنزيتي11 بر اثر سريع سرد کردن به نحوي است که قطعه را در مقابل پذيرش تنش‏هايي بيشتر و وسيع‏تر مستعد مي‏سازد.

توضيح مختصري درباره دگرگوني مارتنزيتي
مارتنزيت، محلول جامد فوق اشباع آهن است. قابليت انحلال کربن در دماي محيط در آهن (مزيت) در حد 0025/0 درصد است. با بالا رفتن دما و رسيدن به دماي آستنيته که عمليات سمنتاسيون در آن انجام مي‏شود، کربن با حل شدن در فاز آستنيت (
) اشباع مي‏شود. با سريع سرد کردن تا دماي محيط، فرصت تجزيه تعادلي آستنيت به فريت و سمنيت گرفته مي‏شود. لذا در دماي محيط، محلول جامد فوق اشباع آهن وجود خواهد داشت که مارتنزيت نام دارد. به همين دليل، دگرگوني مارتزيتي بدون فرايند نفوذ صورت مي‏گيرد (Diffusionless) . مشخصه ويژه دگرگوني مارتنزيتي، تغيير حجم قشر سخت شده براثر سرد شدن سريع است. اين تغيير حجم، با توجه به ضريب فشردگي ساختارهاي بلوري فازهاي فريت (
)، آستنيت (
) و مارتزيت (
) توجيه مي‏شود. ساختار بلوري مزيت bcc است، ضريب فشردگي 68 درصد، آستنيت fu، ا74 درصد و مارتزيت bet ، افزايش حجم قشر سمانته براثر تبديل آستنيت به مارتنزيت، 27/4 درصد است.
همين مشخصه (تغيير حجم) در دگرگوني مارتنزيتي که در عمليات سمانتاسيون اتفاق مي‏افتد و تفاوت محدوده اين دگرگوني بين سطح سخت شده و مرکز قطعه، باعث ايجاد تنش‏هاي فشاري در سطح قطعه مي‏شود، درحالي‏که مرکز قطعه تحت تنش‏هاي کششي است. با اعمال تنش خارجي به قطعه، تنش شعاعي فشاري است و تنش عرضي در سطح اعمال شده کششي و در سطح مقابل فشاري است. بنابراين در حين اعمال تنش‏هاي خارجي، در قطعاتي که به طريق سمنتاسيون سخت شده‏اند، تنش روي سطح قطعه کاهش مي‏يابد. به بياني ديگر ظرفيت تحمل تنش براي چنين قطعاتي بيشتر است.
فولاد 17Nicrmo6 با شماره استاندارد 1.6587 داراي اين خصوصيت هستند:

 

 

خصوصيات مکانيکي چنين فولادي عبارت است از:
استحکام کششي (VVTS):
980 - 1420 N/mm2
تنش تسليم (Vy):
685 - 835 N/mm2
ازدياد طول نسبي (e):
7 - 8%
سختي:
159 - 229
با توجه به بحث ارائه شده، فولاد 34crmo4 با شماره استاندارد (1.7220) که به روش القايي سخت شده است ظرفيت پذيرش و تحمل بار و تنش کمتري را دارد، يعني هم مقاومت کناره دنده‏ها کم است و هم مقاومت در برابر تنش خستگي در مورد خود دنده‏ها چنين است.
ترکيب شيمايي فولاد (1.7220) چنين است (Aisi 4137):

 

 

با خصوصيات مکانيکي:
استحکام کششي (Vvts)
750 - 1200 N/mm2
تنش تسليم (Vy)
580 - 800 N/mm2
ازدياد طول نسبي (e)
11 - 15%
سختي
223 HB
بنابراين، با توجه به ماهيت دگرگوني مارتنزيتي و تغيير ترکيب شيمايي سطح قطعه که در عمليات سمنتاسيون رخ مي‏دهد، براي قطعه‏اي مثل چرخ‌دنده که در معرض اعمال تنش‏هاي مختلف است، عامل تحمل تنش و بالا بودن حد خستگي اهميت دارد که در عمليات سمنتاسيون تامين مي‏شود. در صورت اعمال صحيح چرخه حرارتي، همگن بودن ساختار متالورژيکي چنين قطعاتي، مزيتي افزونتر تلقي مي‏شود.

پانوشت‌ها:
1. Surface Hardening
2 . Case Hardening
3 . Diffusion
4 .Carburization
5 . Cementation
6 . Induction Heating
7 .Flame
8 .Quench
9 .Hardenability
10 .Burning
11 .Martensite Tarnsformation

منبع:
1.SAE handbook
2. DIN handbook

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 11:3  توسط امین  | 


آستمپرينگ :

آبدادن از دماي بالاي گستره دگرگوني به دمايي بالاتر از دماي حد بالايي تشکيل ماتنزيت و نگهداري در اين دما تا زماني که استنيت کاملا به باينات تبديل شود،اين عمل به منظور ايجاد خواص مکانيکي معين در فولاد انجام مي شود. اين عمليات براي فولاد هاي مخصوص (فنر) و در مورد قطعاتي که اعوجاج کمتري را بايد داشته باشند در نظر گرفته مي شود.
طرز کار اين نوع عمليات اين است که قطعات بعد از رسيدن به دماي آستنيته در دماي فوق عمليات کوئينج آنها در حمامهاي نيترات و حمام سود انجام مي گيرد
قطعات بعد از انجام عمليات حرارتي مورد آزمايش و کنترل کيفي قرار مي گيرند و جواز خروج آنها صادر مي شود.

نيتراسيون :

نيتروژن دهي :
عبارت است از اشباع لايه سطحي فولاد يا چدن توسط نيتروژن .

فرايند نيتروژن دهي به دو صورت انجام مي گيرد:

1- نيتروژن دهي به منظور افزايش سختي – مقاومت در مقابل ساييدگي و افزايش حد دوام (خستگي) قطعه

2- نيتروژن دهي به منظور محافظت در برابر خوردگي براي افزايش مقاومت قطعه در مقابل خوردگي درداخل آبوهواي مرطوب

آنيل:

ويژگي اين عمليات نرم کردن فولاد از طريق حرارت دادن و سرد کردن مي باشد به طوري که فولاد به آساني خم يا بريده شود. دراين روش فولاد را تا دماي معين گرم مي کنند و مدتي در اين دما نگه مي دارند (چندين ساعت) و سپس آن را به آرامي سرد مينمايند تا اينکه دماي آن به درجه حرارت محيط برسد. لازم به ذکر است که درجه حرارت آنيل تابع درصد کربن فولاد مي باشد .
مشخصات مکانيکي فولاد بعد از آنيل عبارت است از: کاهش سختي وافزايش انعطاف پذيري.


مارتمپرينگ: :

آبدادن از دماي بالاي گستره دگرگوني تا دمايي کمي بالاتر از دماي حد بالايي تشکيل مارتنزيت، نگه داشتن دراين دما به مدت کافي تا امکان يکنواخت شدن دما بدون تبديل استنيت به وجود آيد وسپس سرد کردن در هوا ، اين فرايند باعث تشکيل مارتنزيت مي شود که ممکن است بر حسب نياز بازپخت شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 11:0  توسط امین  | 

نرماليزاسيون

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 10:59  توسط امین  | 

سخت کاري انواع فولاد


سخت کاري انواع فولاد(ساده ، کربني ، آ لياژي) و چدن :
هدف:
افزايش سختي فولاد به منظور مقاومت سايش ويا سخت کردن فولاد براي مقاومت بيشتر در شرايط کاري وافزايش چقرمگي فولاد و افزايش مقاومت فولاد درمقابل ضربه.
دامنه:
اين دستور العمل دررابطه با سخت کاري کاربرددارد.
مراجع:
اصول علم مواد- متالوژي واستانداردهاي جهاني عمليات حرارتي(متالوژي)- درخواست مشتري ونقشه هاي ارائه شده توسط مشتريان نسبت به هر نوع قطعه ودرخواست عمليات.

تعاريف مراحل سخت کاري و ابزارها ودستگاههاي مورد نياز:

الف: فولاد به نسبت نوع فولاد و سختي درخواستي
ب: سخت کاري - قطعه را تا زمان ودماي معيني که نوع فولاد نوع آن رامشخص مي کند حرارت مي دهند ( آستنيته)
ج : کوئينچ : سرد کردن سريع فولاد ازدماي سخت کاري تا رساندن به دماي محيط که مي تواند براساس نوع فولاد محيط خنک کننده آن، آب - روغن - هواي فشرده - حمام گرم باشد.
د: تمپر(بازگشت): فولاد بعد از سخت کاري شدن بسيار تردوشکننده است لذا با انجام عمليات برگشت فولاد سخت کاري شده ، سختي آن مقداري پايين مي آيد وتنشهاي باقي مانده بر طرف مي گردد.تمپر دردماي معيني بر اساس نوع فولاد و سختي درخواستي در کوره حمام نمک يا در کوره موفلي انجام مي گردد.

تجهيزات:
کوره حمام نمک در محدوده کار کرد 750 الي 950 درجه : اين کوره از نوع حمام نمک بوده وبا وصل کردن مشعل روشن شده وبه کار مي افتد. دماي کوره توسط ترموکوبل اندازه گيري شده همچنين کوره اکسيژن زدايي مي شود. عمليات اکسيژن زدايي بوسيله سبدي که در داخل آن ذغال قرار دارد با فرو بردن در داخل ذغال انجام مي گيرد. بعد از رسيدن به دماي مطلوب واکسيژن زدايي قطعات مختلف که قبلا سيم بندي و پيش گرم شده اند در داخل کوره شارژ مي شوند ونسبت به نوع فولاد ، زمان ودما تعيين مي گردد.


بعد از سپري شدن زمان تعيين شده قطعه از کوره بيرون آمده وکوئينچ مي گردد. درشارژ بعدي نيز دما کنترل شده واين کار تا پايان روز کاري ادامه مي يابد.
تبصره : عمليات پيش گرم قطعات بعد از سيم بندي درداخل گرم خانه بغل کوره باچنگالهاي ميل گردي آويزان شده وپيش گرم مي شوند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 10:58  توسط امین  | 

معرفي فولاد هاي رايج در کشور

معرفي فولاد هاي رايج در کشور

در اکثر کاربرد هاي مهندسي ، فولاد سهم بسزايي دارد.يکي از دلايل کاربرد وسيع فولاد ها ، تحمل نيروهاي بسيار سنگين و توانايي انتقال نيروهاست.

فولاد چيست ؟
اگر به آهن مذاب کربن اضافه شود پس از انجماد آلياژي بدست مي آيد که فولاد نام دارد.مقدار کربن موجود در فولاد هاي مهندسي 9/1-1/. است.البته در فولاد هاي کربني علاوه بر کربن عناصر ديگري نظير سيليسيم ، گوگرد و منگنز نيز به مقدار کم وجود دارند براي بدست آوردن خواص مطلوب تر ،عناصر ديگري نظير کرُم ، نيکل ، تنگستن ، تيتانيم ،واناديم و مولدين به فولاد ها اضافه مي شود.

روشهاي طبقه بندي فولاد ها :

1- توليد :

روشهاي توليد فولاد عبارتند از : روش کوره اجاقي ، روش کوره الکتريکي و روش کوره بوته اي

2- ترکيب شيميايي

الف ) فولاد هاي ساده کربني :
فولاد هاي هستند که عنصر اصلي تشکيل دهنده آنها کربن است .

فولاد هاي ساده کربني به سه گروه تقسيم مي شوند :
- فولاد هاي کم کربن (حداکثر25/. کربن )
- فولاد هاي کربن متوسط (5/.-25/. کربن )
- فولاد هاي پرکربن (بيش از 55/. کربن )

ب) فولاد هاي کم آلياژ:
فولاد هاي هستند که مجموع مقادير عناصر آلياژي درآن حداکثر 5 درصد است .

پ) فولاد پرآلياژ:
مجموع عناصرآلياژي در اين فولادها بيش از 5 درصد مي باشد.
در صد کربن در فولادهاي کم آلياژي و پرآلياژي 9/1-1/. مي باشد.

3- کاربرد و روشهاي عمليات حرارتي :
بر اين اساس فولاد به انواع زير تقسيم مي شود:
فولاد هاي سمانتاسيون – عمليات حرارتي شونده – نيتروره – بلبرينگ – زنگ نزن و ...

گروه يک : فولادهاي سمانتاسيون
درصد کربن اين فولادها پايين و حداکثر3/.است.اين فولادها علاوه بر کربن عناصر آلياژي ديگرنظير: منگنز، سيليسيم ، کرُم ، موليبدن و نيکل دارا مي باشند و تحت عمليات حرارتي کربن دهي توليد مي شوند . به دليل درصد پايين کربن بعد از عمليات حرارتي سخت کاري سختي بالايي نخواهند داشت.اگر سطح فولاد با عمليات کربن دهي پرکربن شود سختي سطح بالا مي رود .حداکثر نفوذ کربن 2 ميليمتر زير سطح خواهد بود. فولادهاي سمانته سطحي سخت و مغزي نرم و چقرمه و مقاومت به سايش بالايي خواهند داشت و در عين حال مقاومت به ضربه بالايي نيز دارند .

گروه دوم : فولادهاي عمليات حرارتي پذير
درصد کربن اين فولادها بيش از 3/. است پس در نتيجه عمليات حرارتي در روغن يا آب به خوبي سخت مي شوند . براي اصلاح و بهبود خواص مکانيکي در اين فولادها مقداري عناصر آلياژي به آنها اضافه مي شود . اين فولادها تا مغز سخت مي شوند (مخصوصا قطعاتي که نازک بوده و نيز در آب سرد مي شوند.)
پس از عمليات حرارتي بايستي بلافاصله تمپر شوند تا از ترک خوردن احتمالي آنها جلوگيري شود.اين فولادها به دودسته آلياژي و کربني تقسيم مي شوند . فولادهاي ساده کربني فولادهايي هستند که مقادير کمي از عناصر آلياژي مانند منگنز (حداکثر9/.)به آنها اظافه مي شود.دراثرعمليات حرارتي مغز قطعه ساخته شده از اين فولاد چندان سخت نمي شود.

دلايل کلي افزودن عناصر آلياژي به فولادها عبارتند از :
1- افزايش سختي پذيري
2- افزايش استحکام قطعه در دماهاي بالا و پايين
3- افزايش مقاومت به سايش
4- افزايش خواص مغناطيسي
5- افزايش انرژي لازم براي شکستن قطعه

گروه سوم : فولادهاي فنر
وقتي يک قطعه تحت نيروهاي خارجي قرار مي گيرد قبل از شکستن دو نوع تغيير شکل از خود نشان مي دهد.
1- تغيير شکل الاستيک (کشسان)
تحت اين شرايط چنانچه نيرو از روي جسم برداشته شود جسم به حالت اوليه خود باز مي گردد.
2- تغيير شکل پلاستيک (مومسان )
تحت اين شرايط اگر نيرو از روي جسم برداشته شود جسم به ابعاد اوليه خود باز نمي گردد.فنرها اجسامي هستند که در اثر اعمال نيرو و بعد از برداشتن آن ، دوباره به شکل و ابعاد اوليه خود باز مي گردند . به دليل بالا بودن نيروها و تغيير شکلهايي که به فنرهاي مورد استفاده در صنعت وارد مي شود لازم است که حد الاستيک قطعه را بالا برد يعني فولاد تحت تنشهاي بالا(21000 kg/mm2 ) بتواند از خود تغيير شکل الاستيک نشان دهد از طرفي فنر ها تحت نيروهاي متغير مي باشند و بنابراين فولاد مورد نياز براي اين قطعات بايد از مقاومت به خستگي بالايي برخوردار باشد در نتيجه براي ساخت فنرها از فولادهايي استفاده مي شود که داراي مقادير مناسبي از سيليسيم ، منگنز ، کرُم ، واناديم و موليبدن باشند.فولادهايي که در برابر حرارت مقاوم باشند حاوي کرُم ، واناديم و تنگستن هستند . فولادهاي مقاوم در برابر خوردگي حاوي کرم ، نيکل و موليبدن (فولادهاي زنگ نزن ) هستند.

گروه چهارم :فولادهاي خوش تراش
مقدار گوگرد در فولاد بايد پايين باشد چون فولاد در حين عمليات آهنگري (فورج ) و نورد گرم از خود رفتار تردي نشان مي دهد و قطعه کار ترک مي خورد با وجود اين در مواردي که لازم است قابليت ماشين کاري فولاد افزايش يابد و به جاي براده هاي طويل براده هاي کوتاه تشکيل شود تا حد معيتي به فولاد (35/.-08/.)گوگرد اضافه مي کنند.
براي افزايش قابليت ماشين کاري فولاد مي توان از فولادهاي سرب دار و فسفردارنيز همرا ه با گوگرد (2/.-15/.) استفاده کرد.
فولادهاي خوش تراش براي عمليات آهنگري و نورد گرم که در دماي بالا انجام مي گيرد مناسب نمي باشد . فسفر نيز اگر مقدارش بيش از 2/. باشد مقاومت ضربه فولاد کاهش مي يابد .به طور کلي کاهش هزينه ماشين کاري در استفاده از فولادهاي خوش تراش ممکن است به دلايل زير باشد :
1- عمر طولاني ابزار به دليل اصطکاک پايين
2- سرعتهاي برش بالا
3 - قدرت مورد نياز پايين
4 - دقت بالا در قطعات ماشين کاري شده
5- سطح صاف قطعات بعد ازماشين کاري از عمليات بعدي جلوگيري مي کند
6- حداقل dressing ابزار به علت سايش بسيار پايين .

گروه پنجم: فولادهاي بلبرينگ و رولبرينگ
بلبرينگها و رولبرينگها قطعاتي هستند که تحت سايش و نيروهاي فشاري شديدي قرار دارند لذا بايستي از فولادهاي ساخته شوند که ضمن داشتن مقاومت به سايش بالا ، در اثر نيروهاي فشاري نيز لهيده نشوند.فولادهاي مناسب براي اين منظور بايستي حاوي کربن بالا (حدود يک درصد) و کرُم نسبتا بالا (حدود5/1 درصد ) باشند که پس از عمليات حرارتي سختي آنها تا 64HRC افزايش يابد.

گروه ششم : فولادهاي نيتروراسيون
با انجام عمليات حرارتي نيتروراسيون بر روي فولادها ، نيتروژن (ازت ) در سطح فولاد نفوذ داده مي شود اين عمليات در يک محيط حاوي نيتروژن در دماي 580-480 درجه سانتيگراد بر روي فولادهاي خاصي که در زير به آنها اشاره خواهد شد انجام مي شود.براي انجام اين عمليات قطعات ابتدا عمليات حرارتي ، تمپر و در صورت نياز ماشين کاري مي شوند.همچنين بعد از عمليات لازم نيست که قطعه از دماي بالا در محيطهاي سرد کننده قوي مانند آب يا روغن سرد شود لذا خطر ترک خوردن قطعه نيز کم خواهد بود. از مزاياي ديگر آن مي توان به ارزان بودن و عدم تغيير ساختار کريستالي اشاره کرد.سختي حاصله در اين عمليات نسبت به سختي حاصل از سمانتاسيون بيشتر و نفوذ آن کمتر است. فولادهاي حاوي آلومينيوم مهمترين نوع فولادهاي نيتروره شونده هستند.ازاين دسته فولادها مي توان به فولادهاي ابزار گرم اشاره کرد.

گروه هفتم:فولادهي زنگ نزن
اين فولادها در مواردي که نياز به مقاومت به خوردگي بالا باشد مورد استفاده قرار مي گيرند . عامل اصلي مقاومت به خوردگي اين فولادها ، کرُم است . کرُم در مقاديرنسبتا کم (1/.) موجب مقاوم شدن فولاد درمقابل خوردگي مي شود . ميزان کرُم در فولادهاي زنگ نزن بيش از 10درصد است.هر فولادي که درصد کرن آن زياد است در برابر خوردگي مقاوم نيست . پس فولادهاي زنگ نزن حاوي مقادير کم کرين هستند .براي بهبود ساير خواص فولادهاي زنگ نزن به اين فولادها نيکل ،موليبدن و آلومينيوم اضافه مي کنند.

فولادهاي زنگ نزن به 4 دسته تقسيم مي شوند:

1- فولادهاي زنگ نزن آستنيتي
2- فولادهاي زنگ نزن فريتي
3- فولاهاي زنگ نزن مارنزيتي
4- فولادهاي زنگ نزن سختي رسوبي شونده

1 ) فولادهاي زنگ نزن آستنيتي(نگير)
درصد کرم اين فولادها (26-16)و درصد نيکل (20-6)است . اين مقدار نيکل موجب مي شود که فولاد حاصل غير مغناطيسي (نگير) شود. در برخي از فولادهاي اين گروه منگنز جانشين نيکل مي شود و اين فولادها عمليات حرارتي پذير نيستند. تنها عمليات حرارتي که بر روي اين فولادها انجام مي گيرد عمليات حرارتي تنش گيري و آنيل کامل است . اين گروه در ميان ساير گروههاي فولادهاي زنگ نزن مقاومت به خوردگي بالاتري دارد و در بسياري از محيطهاي خورنده غير فعال است.

2 ) فولادهاي زنگ نزن فريتي (بگير)
اين فولادها کم کربن (1/.) و حاوي 10الي 27درصد کرُم هستند. اين فولادها نيز عمليات حرارتي نمي شوند.اين فولادها مغناطيس شونده (بگير )هستند و تنها عمليات حرارتي که بر روي اين فولادها انجام مي گيرد عمليات آنيل است . مقاومت به خوردگي اين فولادها نسبت به گروه آستنيتي کمتر و نسبت به گروه مارتنزيتي بيشتر است.

3 ) فولادهاي زنگ نزن ماتنزيتي ( بگير )
مقدار کربن اين گروه 4/.-1/.درصد و حاوي 14-11درصد کرُم هستند. اين فولادها بعلت داشتن کربن نسبتا زياد مي توانند همانند ساير فولادهاي کربني و آلياژي سخت شونداما درجه سخت کاري اين فولادها بالا تر است.دراين فولادها لزوما با افزايش کرُم مقاومت به خوردگي افزايش نمي يابد زيرا همانطوري که مي دانيم ميل ترکيبي کربن با کرُم زياد است و کاربيدهاي درشت کرُم خود ممکن است منبع خورندگي باشد به همين دليل مقاومت به خورندگي با افزايش زياد کرم ممکن است کاهش يابد.

4 ) فولادهاي زنگ نزن سختي رسوبي شونده
سختي اين فولادها را مي توان با عمليات حرارتي تا 42HRC افزايش داد.اما روش سخت کاري اين فولادها متفاوت با ساير فولادها بوده و اساسا شبيه سخت کاري آلياژهاي غير آهني است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 10:57  توسط امین  | 

فرایندهای عملیاتی حرارتی

 
عملیات حرارتی، فرایند گرم كردن و سرد كردن فلزی جامد برای رسیدن به خواص مطلوب و دلخواه میباشد. دلایلی كه باعث انجام عملیات حرارتی میشوند به شرح زیر است:
- تنشزدایی، تنشهای ناشی از عملیات و فرایندهای تولید
- ریز كردن دانهبندی
- افزایش مقاومت به سایش با ایجاد لایه سخت بر سطح و در عین حال افزایش مقاومت به ضربه با بهوجود آوردن مركز نرمتر در داخل قطعه
- بهبود خواص فولاد به منظور اقتصادی كردن جایگزینی بعضی از انواع ارزانتر فولاد به جای انواع گران آن
- افزایش جذب انرژی ضربه فولاد
- بهبود خصوصیات برش در فولادهای ابزار
- بهبود خواص الكتریكی
- تغییر یا بهبود خواص مغناطیسی
در این مقاله فرایندهای عملیات حرارتی به اختصار معرفی خواهند شد.
فرایندهای عملیات حرارتی
۱) نرمالایزینگ۱
این عملیات برای همگن كردن و ریز كردن دانهها انجام میشود. فولاد در عملیات نرمالایزینگ بعد از قرار گرفتن در دمای آستنیته شدن در هوای آرام یا با دمش اندك هوا خنك میشود. به خاطر خصوصیات ذاتی فرایند ریختهگری، عملیات نرماله برای بلومهای ریخته شده پیش از انجام هر فرایند دیگری انجام میشود. همچنین بهطور معمول برای قطعات ریخته شده و فورج شده پیش از عملیات آب دادن، عملیات نرماله انجام میشود.
۲) آنیلینگ۲
عنوان آنیلینگ بهطور كلی به فرایندی اطلاق میشود كه در آن فلز تا دمای خاصی گرم میشود، سپس در آن دما برای مدتی نگهداری شده و با سرعت مشخص سرد میشود. این عملیات برای به دست آوردن فلزی نرمتر از حالت شروع عملیات یا ایجاد تغییرات دلخواه در ساختار فلز انجام میشود.
دلایل انجام آنیلینگ به شرح زیر است:
- بهبود قابلیت ماشینكاری
- امكان انجام راحتتر عملیات كار سرد
- بهبود خواص مكانیكی یا الكتریكی
- افزایش پایداری ابعادی
۳) تنشزدایی۳
تنش پسماند به دلایل مختلف در قطعات ایجاد میشود. نورد، ریختهگری، آهنگری، خمكاری، آب دادن، سنگ زدن و جوشكاری از جمله منابع ایجاد تنش پسماند در قطعه میباشند. در این عملیات، قطعه تا دمای حدود c
۵۹۵ حرارت داده میشود و سپس به آرامی تا دمای اتاق سرد میشود. قسمتهای درون قطعه نیز باید به دمای مذكور رسیده باشند. در هنگام سرد كردن به این نكته توجه كنید كه تمام نقاط قطعه بهطور یكنواخت سرد شود خصوصاً در مورد قطعاتی كه پیچیدگی ابعادی دارند. در غیر این صورت مجدداً تنش پس ماند در قطعه ایجاد خواهد شد.
۴) سختكاری سطحی۴
در این عملیات سطح سخت و با مقاومت بالای سایشی بر روی قطعه ایجاد میشود و در عین حال ساختار داخلی قطعه نرم باقی می‌‌ماند كه در برابر ضربه كاملاً مقاومت دارد. سطح سخت شده به عنوان پوسته (Case) و داخل قطعه با عنوان مغز (Core) شناخته میشود. معمولاً بعد از عملیات سختكاری سطحی باید عملیات برگشت برای بهبود خواص پوسته انجام شود. یكی از روشهای سختكاری سطحی، كربوراسیون است. این روش به
۳ صورت كربوره گازی، كربوره مذاب و كربوره جامد انجام میشود. در هر روش كربن از محیط اطراف قطعه كه گاز، مذاب یا جامدات است به داخل سطح فولاد كه در دمای حدود ۸۵۰ تا ۹۵۰ درجه سانتیگراد قرار دارد نفوذ كرده و بعد از انجام عملیات آب دادن با ایجاد فاز سخت مارتنزیت باعث افزایش سختی سطح قطعه میشود. فولاد مناسب برای انجام عملیات كربوره در حدود ۲/۰ درصد كربن دارد و بعد از انجام عملیات كربوره، میزان كربن در سطح به مقدار ۸/۰ تا ۱ درصد خواهد رسید.
۵) آب دادن۵
اصطلاح آب دادن به فرایند ایجاد ساختار مارتنزیتی در فولاد اطلاق میشود. در این حالت فولاد بعد از قرار گرفتن در دمای آستنیته كه معمولاً در حدود
۸۱۵ تا ۸۷۰ درجه سانتیگراد میباشد به سرعت سرد میشود.
۶) محیط خنككننده۶
انتخاب شرایط سرد شدن و محیط مناسب برای هر فولاد بستگی به میزان سختیپذیری آن دارد. ضخامت مقاطع و شكل و پیچیدگی قطعه و سرعت مناسب سرد شدن از عوامل مؤثر بر ایجاد ساختارهای متفاوت در حین عملیات آب دادن میباشند. محیطهای خنككننده غالباً گازی یا مایع میباشند. بعضی از انواع آن عبارتند از:
- روغن
- آب
- پلیمرهای مذاب
- آب به تنهایی یا همراه با نمك
- گازهای خنثی نظیر هلیم، آرگون و نیتروژن كه به عنوان محیطهای خنككننده گازی بعد از عملیات آستنیته كردن در خلاء، استفاده میشوند.
۷) بازگشت دادن۷
این عملیات بر روی فولادها یا قطعاتی كه تحت عملیات آب دادن یا نرمالایزینگ قرار گرفتهاند به منظور افزایش چقرمگی
۸ و كاهش سختی انجام میشود. عملیات بازگشت برای اغلب فولادها با حرارت دادن آنها در محدوده دمایی ۲۰۵ تا ۵۹۵ درجه سانتیگراد و نگه داشتن در آن دما برای مدت یك ساعت یا بیشتر انجام میشود. دما یا زمان بیشتر باعث كاهش سختی و استحكام بیشتر فولاد خواهد شد. ساختار ایجاد شده بعد از عملیات بازگشت در فولاد به عنوان مارتنزیت برگردانیده شده یا Temperd Martensit شناخته میشود.

نویسنده : مجتبی موسوی 
 
ماهنامه صنعت خودرو
  به نقل از سایت :http://aftab.ir

 


 
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 10:53  توسط امین  |